در نشستی که خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با عوامل فیلم سینمایی «آینههای روبرو» ، فرشته طائرپور (تهیه کننده)، نگار آذربایجانی (کارگردان) و دکتر حسین خطیبی (مشاور پروژه) همزمان با اکران عمومی فیلم برگزار کرد، مطالب مختلفی از دغدغههای پیش از ساخت و اکران فیلم و موضوع ترنسها (افرادی که دچار اختلالات جنسی هستند) و شرایط آنان در ایران، مطرح شد.
آزادنگار خبرگزاری قاصدک به نقل از :
«آینههای روبرو» بعد از سه سال هنوز تازگی دارد
فرشته طائرپور که سرانجام پس از دو سال از تاریخ ساخت و یکسال از تاریخ اقدام برای اکران، «آینههای روبرو» را از 3 آبان در معدودی از سینماهای آزاد تهران و یکی دو شهرستان به نمایش عموم گذاشته است، در پاسخ به اینکه فکر می کند آیا اکران این فیلم بعد از دو سال همچنان تازگی دارد یا نه، گفت: هدف اصلی هر فیلمسازی، نمایش اثرش به مخاطبان جامعه خود است. تا وقتی این اتفاق نیافتاده وضعیت فیلمساز، مشابه وضعیت شاعری است که شعر تازهای سروده ولی آنرا برای جامعه ادبی و همزبان خودش نخوانده است. متاسفانه کم نبودهاند فیلمهایی که با معطلی برای اخذ پروانه نمایش و یا انتظار برای اکران، تازگی خود را از دست دادهاند، اما این بیشتر مربوط میشود به موضوعاتی که ظرفیت کار مجدد ندارند و یا داستانهای آنها در فیلمهای قبلی یا بعدیشان تکرار شده است. «آینههای روبرو» از جهت موضوع و داستان، هنوز تازگی کافی برای جذب مخاطب دارد و تنها تاثیر منفی این تاخیر، از نظر اقتصادی بر فیلم وارد شده که در روند «سال به سال دریغ از پارسال»، دارد امسال اکران میشود.
وی ادامه داد: با فضایی که در سالهای اخیر بر سینما چیره شده و تصوری که از اکران فیلمهای اجتماعی به وجود آمده، چه در مرحله ساخت و چه در مرحله اکران، توقعی برای بازگشت سرمایه تولید نداشته و ندارم...تنها چیزی که برایم مهم است اینست که فیلمی که آنرا در احترام به موقعیت و حساسیت مخاطبان ساختهام، در شرایطی منطبق بر احترام به حق، نیاز و فرهنگ همان مخاطب اکران شود. برایم مهم است که اطلاع رسانی در مورد این فیلم ، به گونهای باشد که آن دسته از مخاطبان که توجه به مسائل اجتماعی دارند و یا از تماشای یک فیلم متفاوت در سینما لذت میبرند، از اکران آن مطلع شوند. همانقدر که ساخت این فیلم برخاسته از یک دغدغه فرهنگی و یک وظیفه سینمایی بود، طبیعتا برخورد با نمایش آن نیز باید از مسیر یک اعتنای فرهنگی عبور کند.
طائرپور درعین حال گفت: در حال حاضر هیچ تصوری از حوزه نمایش خانگی و یا پخش تلویزیونی فیلم ندارم. قابل حدس است که تلویزیون ایران تا سالها پخش آنرا ممکن نشمرد. در بحث نمایش خانگی هم از آنجا که موسسات مربوطه دیگر هیچ انگیزه و وظیفهای برای خریداری و توزیع فیلمهای سینمای ایران ندارند و با تسهیلات بی حساب و کتابی که وزارت ارشاد برایشان ایجاد کرده،صرفا و راسا در پی ساخت سریال هستند و از سوی دیگر نیز به محض خروج اولین نسخه دی.وی.دی هر فیلمی، شبکههای ماهواره ای سارق، آنرا به کرات نمایش میدهند و موسسه ویدیویی را از پرداخت هر حقی به تهیه کننده، معاف میدارند، اشتیاقی برای اقدام به مذاکره هم ندارم. لذا فعلا هرکس مایل به دیدن این فیلم است بهترست که فرصت اکران را از دست ندهد.
تهیهکننده «آیینههای روبرو»، 4 سینمای آزادی ، ملت، زندگی و سپیده را سینماهایی معرفی کرد که قرارست حداقل 4 سئانس از ساعات بعداز ظهر خود را به «آینههای روبرو» اختصاص دهند و سینماهای فرهنگ، ماندانا، موزه سینما ، ایران و اریکه که قرارست یک یا دوسئانس گردشی از سئانسهای خود را در اختیار این فیلم قرار دهند. از میان این سینماها، سینما «سپیده» قرارست که در کلیه سئانسها فیلم را بصورت نیم بها به نمایش گذارد.طائرپور پیشنهاد کرده بود که در سینما «فرهنگ» فیلم با زیرنویس انگلیسی نمایش داده شود که مورد موافقت قرار نگرفت.
مخاطب ایرانی اطلاعات زیادی از افراد فراجنسیتی ندارد
نگارآذربایجانی کارگران فیلم «آینههای روبرو» هم در اولین تجربهی کارگردانی فیلم بلند سینمایی، در تشریح هدفش از ساخت فیلمی با موضوع ترنسها به ایسنا گفت: مخاطب ایرانی اطلاعات زیادی در مورد افراد فراجنسیتی ندارد و شاید به همین دلیل هم اکثریت اجتماع برای درک و پذیرش اینگونه افراد آمادگی ندارند و بدون شناخت و به دلیل باورهای غلط آنها را پس میزنند. «آینههای روبرو» را با این هدف ساختم که شاید بتوانم کمی به بالاتررفتن سطح آگاهی و شناخت اجتماع نسبت به واقعیت اینگونه افراد کمک کنم.
وی با اشاره به نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر گفت: جشنوارهها به هرحال مخاطبین خاص خود را دارند که اکثرا سینما روهای حرفهای هستند بنابراین شاید بتوان گفت که نظر آنها و اینکه با فیلم ارتباط برقرار کردهاند یا نه، خیلی ملاک خوبی برای سنجش نوع برخورد مخاطب عام با فیلم نباشد. الان که در روزهای اول اکران فیلم هستیم، برای من مهم است که عکس العمل افرادی را ببینم که این فیلم را انتخاب میکنند و برای دیدن آن به سینما میروند. برایم مهم است که ببینم آیا فیلم میتواند تاثیری که میخواستم را روی بینندهای که هدف گرفته، بگذارد، یا نه. قادر است که او را به فکر وا دارد و باعث تغییر موضع او نسبت به دگرجنس گونهها بشود، یا نه. البته که مثل هر کارگردان دیگری خوشحال میشوم اگر که از فیلم استقبال خوبی بشود، اما در حال حاضر و با توجه به شرایط اکران ، حتی اگرتعداد مخاطبین کم باشد، ولی بدانم که فیلم تاثیری که باید را روی همان تعداد کم هم گذاشته ، بازهم راضی هستم.
بعضی فیلمها ممکن است به ارقام میلیاردی دست یابند اما در خاطرهی مخاطبان نمیمانند
طائرپور در ادامهی این سخنان پیشبینی کرد: درست است که سالنهای زیادی در اختیار نداریم و شاهد صفهای انبوهی مشابه آنچه که جلوی فیلمهای تفریحی بسته میشود، نخواهیم شد اما من یقین دارم بیشتر از 90 درصد تماشاگران راضی از سالن سینما بیرون خواهند رفت و این اتفاقی است که در یکی دو سال اخیر خیلی کم شاهد آن بوده ایم. «آینههای روبرو» فیلمی تاثیرگذار است و تاکنون با مخاطبان 57 فستیوال در سراسر جهان ارتباط خوبی برقرار کرده است. بعضی فیلمها ممکنست به ارقام میلیاردی در فروش دست یابند اما الزاما در خاطر مخاطبان نمیمانند درحالیکه «آینههای روبرو» با تماشاگرانش از هر قشری ارتباطی دلی و ماندگار برقرار میکند و همراه آنها از سالن خارج میشود.
این تهیه کننده با اشاره به جملهای از سیروس الوند گفت: به قول سیروس الوند، یک فیلم پرفروش با فیلم پرفروش بعدی از یاد میرود، اما یک فیلم خوب، همیشه در ذهنها باقی میماند و فراموش نمیشود.
در ادامهی نشست ایسنا با عوامل «آیینههای روبرو»، دکتر حسین خطیبی مشاور این فیلم ، جنبههای روانشناختی «آینههای روبرو» را مورد بررسی قرار داد.
وی با استفاده از نام فیلم آن را تحلیل کرد و گفت: وقتی «آینههای روبرو» و واقعیتهای آن را در حوزه روابط اجتماعی میبینیم، مانند این است که در آینه نگاه میکنیم و بخشی از وجود و تعاملات فردی خودمان را میبینیم، در واقع هر فرد با مشاهده فیلم با واقعیتهای درون آن روبرو میشود، که به نوعی در ذهن وی و در زندگی روزمره بارها شاهد تکرار انها از جنبههای مختلف بوده است.
دکتر خطیبی با اشاره به اینکه فیلم دو حوزه را پوشش میدهد ادامه داد: «آینههای روبرو» یک حوزهی اختصاص دارد که مربوط به داستان اصلی فیلم است و شخصیتی فراجنسیتی و دغدغههای وی را نمایش میدهد و یک حوزهی عمومی که به برخورد بقیه مردم و اطرافیان وهمچنین محیط پیرامون باز میگردد که همه افراد در جامعه حتی اگر با این اختلال خاص سروکار نداشته باشند، درگیر آن میشوند.
وی همچنین ادامه داد: این فیلم در ذهن مخاطب دوسوی طیفهایی را تداعی میکند که بطور روزمره با آن درگیر است. فیلم تعامل را در مقابل تضاد قرار میدهد گریزرا در مقابل قرار و تفاوت را در مقابل یکسان بودن و میتوان گفت که تضادهایی که در مجموعه فیلم وجود دارد آن را جذاب میکند و باعث شکل دادن به ذهن مخاطب میشود.
«آینههای روبرو» تاریخ مصرف ندارد
خطیبی تفاوت یک اثر مبتذل که در همان ابتدا تمامی دارایی وعناصر وجودی خودش را بذل میکند با یک اثر عمیق را در تاثیری که پس از پایان فیلم در ذهن مخاطب میگذارد، دانست و عنوان کرد: هربار که فیلم را ببینیم نکتهای تازه از آن را در مییابیم و اثر بیشتری باقی میگذارد که این ظرایف و نکات دقیق، فیلم را ارزشمند میکند، مانند یک شعر که هر بار که آن را میخوانی بخشی از آن را کشف میکنی و در این فیلم این خاصیت وجود دارد و مخاطب هر بار که این فیلم را میبیند به بخشی توجه میکند که تا پیش از این ندیده یا به آن توجه نکرده است.
وی ادامه داد:در واقع هر بیننده با هر بار دیدن فیلم میتواند به یک سری از نکاتی دست پیدا کند و ذهنیتی که در فیلم وجود داشته است را ببیند، این شکافتن ظرایف و دقایق و نکات دقیق شخصیت انسانی بسیار ارزشمند است، این فیلم در حوزه اختصاصی خودش حرف برای گفتن بسیار دارد ولی در حوزه عمومی شاید کارکرد مهمتری پیدا کند و آن این است که هرکسی به نوعی گریز را در ذهن دارده، هرکسی در اندیشهاش تضاد وجود دارد، در این فیلم ما تنها سوژه میبینیم ولی زیر ساخت آن نکات روان شناختی وجود دارد که میتواند مخاطب را درگیر کند.
خطیبی همچنین فیلم را ماندگار توصیف کرد و گفت: شاید فیلم در روز اول اکران خیلی پرفروش نباشد یا آدمهای زیادی برای دیدن آن نروند،اما «آینهها روبرو» تاریخ مصرف ندارد، فرقی نمی کند در چه زمانی ساخته شده و کی اکران می شود، همیشه حرف برای گفتن دارد، چون فیلم اصالت روان شناختی دارد.
حکایت تبلیغات این روزها
فرشته طائرپور با اشاره به اینکه برای «آینههای روبرو» تبلیغاتی برخاسته از بودجههای کلان وجود ندارد به ایسنا گفت: ما در کشوری زندگی میکنیم که در زمینه تبلیغات، فقط با دو پدیده مواجه هستیم؛ اول محدودیت، دوم استثنا. بنگاههای اقتصادی، ارگانهای دولتی و شرکتهای تبلیغاتی، بخش استثنائات را تشکیل میدهند. اینها برای عبور از موانع، اختیارات و امکانات ویژهای دارند که شامل تعامل با مراکز صدور مجوز و برخورداری از بودجههای میلیاردی است. در این حوزه استثنا، فقط فیلمهایی حضور پیدا میکنند که یا بازار تضمین شدهای دارند (مانند کلاه قرمزی و اخراجی ها)، یا پشتیبانیهای ارگانی دارند (مانند ملک سلیمان و قلاده های طلا) و یا اینکه اساسا بودجه تولیدشان از محل همین بنگاهها و شرکتها تامین شده است (مانند قهوه تلخ و قلب یخی). سایر فیلمهای ایرانی در سالهای اخیر، معمولا از تبلیغات میدانی و رسانهای در سطح گسترده برخوردار نبودهاند و صرفا به بخش محدودیت در این حوزه ورود کردهاند. این محدودیتها از مرحله به تصویب رساندن طرح پوستر و پلاکارت شروع میشود و تا داشتن عرشههای پل هوایی، بیلبوردهای عظیم خیابانی و حتی آویزهای متعدد تبلیغاتی ادامه مییابد. مقوله پخش تیزر از تلویزیون هم که ماجرای خود را دارد. برای مثال پوستر «آینه های روبرو» در دو مرحله با حذف چترزلف عروس در لانگ شات، اخذ مجوز را پشت سر گذاشت. این سختگیری در مرحله اول برای پوسترهای صد سانت در هفتاد سانت فیلم و در مرحله دوم برای تابلوهای تبلیغاتی سه متری فیلم اعمال شد... این در شرایطی است که میبینیم تبلیغات چشمگیر فیلمهای دیگر –از همان دستهای که به حوزه استثنائات ورود کردهاند- با کمترین سختگیری، سرتاسر شهر را پوشاندهاند.
وی همچنین به همراهی صدا و سیما در پخش تیزر برای «آینههای روبرو» اشاره کرد و افزود: سال گذشته که قرار بود فیلم اکران شود، نسخهای از آن را به دفتر مدیریت سازمان فرستادم. فیلم را دیده و پسندیده بودند و گفته بودند مشمول تیزرهای تبلیغاتی باشد اما روی کاراکتر ترنس آن در تیزر تاکید نشود.
دکتر خطیبی نیز تبلیغات و اطلاع رسانی را در دو ساحت عمومی و شخصی بررسی کرد و افزود: ساحت عمومی تبلیغاتی است که به طور کل در سطح شهر انجام میشود و حاکی از وجود چنین فیلمی بر روی پرده سینماست اما در ساحت خصوصی مردم، وضع فرق میکند و انتظار داریم این فیلم تبلیغی از جنس مردم داشته باشد چون هر کس میتواند بخشی از خودش را در آن ببیند و دهان به دهان و سینه به سینه برای آن تبلیغ کند، به علت تاثیرات عمیقی که بربینندگان میگذارد.
او ادامه داد: امیدواریم این خط فکری و شبکه اجتماعی مخاطبان ایجاد شود و آنها یکدیگر را از وجود فیلمی به عنوان یک داستان خوب و یک اثر مطلوب باخبر کنند.
نگار آذربایجانی در ادامهی نشست ایسنا از شکل گیری سوژه «آینههای روبرو» صحبت کرد و یادآور شد: من در ابتدا با فیلمنامه دیگری پیش خانم طائرپور رفتم، قصهی جذابی بود و مدتی هم روی بازنویسی آن کار کردیم اما بعد از مدتی و با توجه به امکاناتی که آن قصه برای ساخت نیاز داشت به این نتیجه رسیدیم که شرایط برای ساخت آن فیلم مهیا نیست و تصمیم گرفتیم که روی یک فیلمنامه جدید کار کنیم.
وی ادامه داد: وقتی که نوجوان بودم در همسایگیمان فردی زندگی میکرد که مشکل فراجنسیتی داشت، در آن زمان چیزی که من را آزار میداد، طرد شدن این فرد از جانب خانواده و دیگران بود. در واقع انگیزه اولیه ساختن فیلمی با این مضمون هم به خاطراتی که از او دارم، برمی گردد.
آذربایجانی افزود: این ایده مدتها در ذهنم بود و البته تصورم هم این بود که امکان ساختن فیلمی با چنین موضوعی بسیار کم است. در یکی از جلسات گفتگو با خانم طائرپور، این ایده را مطرح کردم. خانم طائرپور هم طرحی که در ذهن داشتند را گفتند که درباره یک زن مسافرکش بود که همسرش به دلایل مالی به زندان افتاده بود. در گفتگوها به این نتیجه رسیدیم که این دو ایده، این قابلیت را دارند که در هم ادغام شوند و از ترکیب آنها به قصه جدیدی رسیدیم و همزمان با نوشتن فیلمنامه،تحقیق راجع به موضوع را آغاز کردیم. این تحقیقات باعث شدند که فیلمنامه چندین بار بازنویسی شود و در کل نوشتن این فیلمنامه حدود یک سال و نیم طول کشید.
کارگردان «آیینههای روبرو» همچنین از آشنایی و کمکی که افراد فراجنسیتی در طول کار داشتند ، صحبت کرد و ادامه داد: یکی از بخشهای تحقیق ما گفتگو و آشنایی با افرادی بود که خودشان با این مشکل روبرو بودند. با چند نفری از آنها، چه آنهایی که میخواستند تغییر جنسیت بدهند و یا در مراحل مختلف این پروسه بودند، صحبت کردم و البته نظرات و حرفهایشان خیلی به من کمک کرد که این مسئله را بهتر درک کنم و متوجه شدم که اکثریت آنها فارغ از تنوعی که به لحاظ سطح اجتماعی و سواد خانوادههایشان داشتند، همگی از عدم درک اجتماع اطراف و علی الخصوص نزدیکان و خانوادههایشان رنج میبرند.
وی یادآور شد: در پروسه نوشتن و تحقیق فیلمنامه «آینههای روبرو»، این سوال برای خودم هم مطرح شد که اگر یکی از نزدیکان خودم چنین مشکلی داشته باشد، با این مسئله چطور برخورد خواهم کرد و چه عکس العملی ممکن است نشان دهم، البته به هرحال مطمئنم که فرد را طرد نمیکنم اما واقعا چقدر آمادگی پذیرفتن این مسئله و حمایت از آن فرد را خواهم داشت؟ روبرو شدن با این سوال، کمک کرد که با قضاوت کمتر و بدون طرفگیری بین شخصیتها، قصه را پیش ببرم و قضاوت را به خود مخاطب بسپارم.
کارگردان «آیینههای روبرو» بیشترین نگرانی خودش در طول ساخت فیلم را درمورد «آدینه» شخصیت فراجنسیتی فیلم ، در باور پذیر بودن او از طرف تماشاچی فراجنسیتی دانست و افزود: نگران بودم که افراد فراجنسیتی ، فیلم را ببیند و بگویند که «آدینه» فیلم از نظر آنها قابل قبول و باور پذیر نیست و بگویند که تصویری که از ما ساختی، تصویر درستی نیست. در آن صورت همه تلاشهایم بینتیجه و بی ثمر میبود، اما خوشبختانه این طور نشد و در تمام فستیوالهایی که فیلم به نمایش درآمده و خودم هم حضور داشتم ، بییندههای فرا جنسیتیای بودند که عکس العملهای بسیارمثبتی از خود نشان میدادند. فیلم را دوست داشتند. «آدینه» را کاملا پذیرفته بودند و با او همراه شده بودند.
دکتر خطیبی از دید روان شناسی برای چنین آدمهایی چند مرحله را برشمرد و افزود: نخست مرحلهی آگاهی است از اختلالی که دارند و وضعیتی که فرد با آن روبرو میشود، دوم اینکه میفهمند فرق دارند و باید با این تفاوت زندگی کنند مرحلهی آخر هم تصمیم گیری ست، تصمیمی که بعد از آن بر روی تمام روابط اجتماعی او تاثیر میگذارد.
وی همچنین افزود:این سه مرحله در درون فرد اتفاق میافتد و فرد باید با گاردی که اجتماع و محیط برای او میسازد روبرو شود، اما در بیرون هم همین وضع وجود دارد، اینکه فرزندی در یک خانواده این مشکل را داشته باشد و این موضوعی است که خانواده با ان روبرو میشود.
او ادامه داد: در خانواده نیز سه مرحله صدق میکند. اینکه خانواده از تفاوت آگاه میشود، بعد با این تفاوت زندگی میکند و در پایان باید تصمیم بگیرد. در این میان بعضی با نادیده گرفتن، بعضی با پنهان کردن و بعضی با خشم برخورد میکنند که این نوع برخوردها در هر دو حوزه وجود دارد. این تقابلها به شکلی ست که حتی گاهی راه حلی برای آن پیدا نمیشود و بسیار پیچیده است.
دکتر خطیبی با اعتقاد به این که این مراحل در موضوعات دیگر زندگی هر فرد هم ممکن است اتفاق بیفتد افزود: در یک بیماری صعب العلاج هم فرد با چند مرحله روبروست،اما در موضوع فراجنسیتی چون دانش اجتماعی وجود ندارد یا بسیار اندک است فرد با مشکلات بیشتری روبرو میشود.
وی همچنین با اشاره به اینکه وقتی سناریو را شروع کرده نتوانسته دست از خواندن بردارد، گفت: بعد از خواندن سناریو ارتباط خوبی با آن برقرار کردم و به نظرم در فیلم چیزهایی که در سناریو احساس نمیشد، وجود داشت و همین باعث بالا رفتن ارزش فیلم شده است، گاهی میگوییم کتابی از فیلمی که بر اساس آن ساخته شده، بهتر است، اما در این مورد، احساسی که در فیلم وجود دارد، بیشتر از سناریو ست و همین ارزش فیلم را افزایش میدهد.
بازی شایسته ایرانی یک اتفاق بزرگ و درخشان در سینمای ایران
در ادامه تهیه کننده فیلم سینمایی «آینههای روبرو» در پاسخ به این پرسش که چرا از فردی که خودش فراجنسیت است برای نقش «آدینه» استفاده نکرده است به ایسنا گفت: داستان فیلم با شخصیت «رعنا» آغاز میشود و با او هم تمام میشود. شخصیت محوری ما یک زن مذهبی و سنتی مسافرکش (رعنا) است که با مسائل و آدمهای مختلفی روبرو میشود و قرار نبود اولویت را برای شخصیت فراجنسی بگذاریم. درست است که داستان و بحران با ورود یک شخصیت فراجنسی بالا میگیرد و ماجراهای اصلی آغاز میشود، اما رسالت ما برای ساخت این فیلم، تلنگر به رعناهای جامعه بود که بدانند با آدینهها چه کنند. حتما که آدینه «آینههای روبرو» در مباحثی چون حقوق بشر میتواند همدلی بیشتری را برانگیزد، اما «رعنا» با تابوهایی که دارد و فرهنگی که در آن زندگی میکند، معدل مخاطب ما در فیلم است و استعداد بیشتری برای همذات پنداری دارد که تحولش برای «آدینهها» خیر خواهد داشت.
طائرپور همچنین درباره انتخاب شایسته ایرانی برای نقش «آدینه» گفت: پیش ازانتخاب بازیگرها، توافق کرده بودیم که برای دو نقش اصلی ترجیحا بازیگران کمتر دیده شدهای داشته باشیم. به دنبال دو نفر بودیم که علاوه بر تکراری نبودن چهره، فیزیک مناسب و بازی خوبی هم داشته باشند. «شایسته ایرانی» جزو اولین افرادی بود که به ما پیشنهاد شد، ولی جزو آخرین افرادی هم بود که با وی مذاکره کردیم. ما شایسته را در «آفساید» جعفر پناهی دیده بودیم و دلمان نمیخواست «آدینه» ما تکرار کاراکتر آن فیلم باشد. خوشبختانه با هدایتهای «نگار» و هوشمندی «شایسته» برای درک تفاوتهای این دو کاراکتر، این اتفاق نیافتاد.
وی بازی شایسته ایرانی در فیلم را یک اتفاق بزرگ و درخشان در سینمای ایران عنوان کرد و افزود: از میان بازیگرانی که در سالهای اخیر صرفا به مدد چهرههای گیشهپسند به میدان آمدهاند، پیدا کردن بازیگری که هم استعداد و دانش بازیگری داشته باشد و هم زیبایی ظاهری برایش خیلی مهم نباشد و قبول کند که مو بتراشد و هورمون بخورد تا ریش در بیاورد و روی صدا و حرکاتش چنان کار کند که همه زنانگی طبیعیاش از وی گرفته شود، سخت است. شایسته را هردوی ما (من و نگار) انتخاب کردیم و فکر میکنم کاری شبیه به معرفی یک ستاره به سینمای ایران انجام دادهایم. در تمام جلسات پرسش و پاسخ فیلم در خارج از کشور، بدون استثنا دومین سئوال مطرح شده از سوی تماشاگران، درباره بازی قابل تحسین دو بازیگر اصلی فیلم بود.
کارگردان فیلم سینمایی «آینههای روبرو» نیز تنها نگرانی خودش از بابت انتخاب شایسته ایرانی برای نقش «آدینه» را بازی در نقش دختری که ادای پسر در میآورد عنوان کرد و افزود: میترسیدم شایسته با توجه به نقشی که در «آفساید» بازی کرده بود، دوباره همان بازی را تکرار کند و در واقع زنی را بازی کند که ادای مردها را در می آورد و این آسیب بزرگی برای شخصیت «آدینه» و برای فیلم بود، چون اگرچه که ممکن است به نظر بیاید که «آدینه» فیلم من و دختر «آفساید»، در ظاهر شباهتهایی با هم دارند، اما یک تفاوت اساسی دارند . دختر شیطان فیلم «آفساید»، دختری است که ادای پسرها را در میآورد، در نتیجه بازی آن شخصیت یک بازی بیرونی و غلوآمیز است، حال اینکه آدینه ، دختری است که به دلیل وضعیت ویژهاش از خود تصور دختر بودن را ندارد و در درون خود باور کرده که مرد است. در نتیجه بازی این شخصیت میبایست که یک بازی کاملا درونی و بدور از هرگونه اغراق و نمایش میبود. در واقع بازیگر نقش آدینه باید جوری بازی میکرد که تشخیص اینکه خود او اصلا مرد است یا زن را برای تماشاچی مشکل کند. با توجه به تجربه بازی شایسته در فیلم آفساید، نگران بودم که او نتواند از پس اجرای این تفاوت کلیدی در بازی این دو نقش برآید که البته نگرانی من بعد از دیدن و گفتگو با شایسته کاملا برطرف شد و متوجه شدم که او بسیار باهوش است ، بسیار تواناست و آنقدرعاشق حرفهاش است که تمام تلاشش را برای خوب ایفا کردن این نقش میکند.
برایم مهم بود فیلم از هرگونه شیطنت جنسی یا نفرت و دفاع شعاری فاصلا بگیرد
طائرپور دربارهی ممیزی هم سخن گفت، وی یادآور شد: در ساخت فیلمی مانند «آینههای روبرو» اولین سانسور، در درون خود آدم صورت میگیرد. من هم ابتدا با موانع درونی خودم روبرو بودم و لزوم مراقبتها را حس میکردم. با احترام به حساسیتهای جامعهام برایم مهم بود که مادر مذهبی من، فرزند مدرن من و همسایه متعصب من، چگونه درباره فیلم فکر خواهند کرد. برایم مهم بود که فیلم از هرگونه شیطنت جنسی یا نفرت و دفاع شعاری فاصله بگیرد. شاید برای رعایت همین ملاحظات بود که «آینههای روبرو» جز با تغییر یک جمله در انتهای فیلم، مشمول هیچ ممیزی دیگری نشد